پائيز فصل قشنگي است اما هميشه براي من خاطرات بدي را زنده مي كند
شد خزان گلشن آشنائي بازم آتش به جان زد جدائي
بدرود![]()
در يك فضاي بسيار شاعرانه و تاريك و به آرامگاه حافظ سر زديم و همانجا فال حافظ براي خود و براي چند تن تن از دوستان گرفتم
حافظ به من گفت:
سحرم دولت بيدار به بالين آمد گفت برخيز كه آن خسرو شيرين آمد
قدحي دركش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببيني كه نگارت به چه آيين آمد
مژدگاني بده اي خلوتي نافه گشاي كه ز صحراي ختن آهوي مشكين آمد
دلنوشته:
مدتي بود كه بسيار از كار اداره احساس خستگي مي كردم وبه شدت نياز به يك استراحت داشتم و به همين دليل به شيراز سفر كردم و به اماكن ديدني آن سر زدم و لذت بردم واقعا باغهاي آنجا بسيار زيبا و براي روحيه انسان مفيد مي باشد
نارنجستان .عفيف آباد ومهمتراز همه باغ ارم با آن همه زيبايي و آرامگاه حافظ كه خيلي به شعرهاي اون علاقمند هستم جاي همه دوستان خالي بود![]()
![]()
فرا رسيدن ماه مبارك رمضان به همه دوستان تبريك عرض مي نمايم اميدوارم بتوانيم از بركات و فضائل اين ماه عزيز استفاده ببريم ۰ التماس دعا داريم از همه دوستان ![]()
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود و نه دلی
چندی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به ادم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی