تبليغاتX
شقایق گل همیشه عاشق
تا شقایق هست زندگی باید کرد

 

مناجات

بارالها از سر رغبت به قصد درگاه تو آمده ام و از اعتمادی که بر تو داشتم چشم امید از تو برنداشتم و دریافتم که خواسته های بسیاری که از تو دارم در قیاس با غنا و دارایی و توانایی ات اندک و خواهش های بزرگی که دارم در برابر گستره رحمت و بخشش تو بسیار ناچیز است ۰ صحیفه سجادیه

برای تو از باران ستاره می چینم شاید باور زیبای تو همه فانوسهای قندیل بسته چشمهایم را پشت سر بگذارد و به صدای پر خاطره بودنمان برسد آسمان دلگیر شد وقتی که به ستاره ام گفتم: روی تمام ثانیه هایم را خط بکش و فقط بگذار سرخی سیبهای امروز من همیشگیترین لحظه هایش باشد ۰ ببین چقدر دوستت دارم به من نگو که بهاری ترین ستاره را به من دادی نگو که غریبانه ترین مراقبه هایم را به اوج دل نشانده ای به من که حس غربت اشکهایم غریبی مهتاب را می سوزاند من عاشق یکرنگی توام بیکران باش تا آسمان را در ساعت نگاهت خلاصه کنم۰

تردید دلم ببخش اگر رویت خندیدم اگر به غرورت گفتم ارزانی خودت بهاری ترین ستاره من بگذار تنها بهانه گله کردن از تو نبودنت باشد نه گرفتن نگاهت از من ۰حرفهایت دلم را سوزانده دلم را که تمام حرفش تمنای چشمان توست نشکن۰دلم برایت تنگ میشود دیشب به خاطر تو عروج لحظه ها را گریستم دیشب به وسعت آسمان صدایت کردم ۰

خوشا آنان که در بازار گیتی            خریدار وفا بودند و هستند

خوشا آنان که در راه رفاقت              رفیق با وفا بودند و هستند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 12:56  توسط شقایق  | 

 

                               هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

                                                               وانکه این کار ندانست در انکار بماند

                               اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن

                                                                    شکر ایزد که در پرده پندار بماند

                                از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

                                                                 یادگاری که در این گنبد دوار بماند

                              بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد

                                                              که حدیثش همه جا در . در و دیوار بماند

                             به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی

                                                               شد که باز آید و جاوید گرفتار بماند

 

چه زیبا گفته اند :

 هرگاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی توانی اورا ببخشی بدان که اشکال در کوچکی  قلب توست نه در بزرگی گناه او

امروز از اون روزهایی که خیلی ناراحتم چون تلاشی که برای اثبات حرفهام کردم برای یک دوست متوجه شدم بی نتیجه بوده است دلم خیلی پاییزیه امروز خیلی دلم گرفته وهوای دلم بارانی است..........

این هفته هم تمام شد ولی خیلی برای من سخت گذشت ۰

امیدوارم دل هیچکس مثل من غمگین نباشه که هیچ چیزی نمی تونه اون رو شاد کنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 7:44  توسط شقایق  | 

 

دوست ابریشمی . زندگی پرمعنا با ارزشهای انسانی دارد۰ قدر عشق و دوستی را می داند و در رابطه های تازه عنوان و محاسنش را به نمایش نمی گذارد و با داستان سرایی از تجربیاتش من تو و هر کسی را که در کنارش نشسته خسته نمی کند او فقط به تو آن قدر نزدیک می شود که بتوانی گرمای محبتش را احساس کنی و نه تملکی و نه .......

دلش شیشه ای نیست با هر تلنگری ترک بر نمی دارد و می داند که تو گاهی هم می توانی خیلی خوب نباشی

((مجله موفقیت ))

 

(( دوستی مانند یک گلوله برف هست به آسونی درست می شود ولی حفظ کردن آن بسیار سخت است ))

ایدوست ، ایدوست ، ایدوست ، ایدوست
جور تو از آن كشم كه روی تو نكوست مردم می گویند بهشت خواهی یا دوست ای بیخبران بهشت با دوست نكوست

دلنوشته:ولی من خیلی دلم شیشه ای شده نمی دونم باید چیکار کنم زود دلم می شکنه ولی امیدوارم خودم دل کسی رو نشکنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 13:44  توسط شقایق  | 

غنچه با دل گرفته گفت:زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل ب هخنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است گفتگوی غنچه وگل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد او گل است گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!

                                                                                   قیصر امین پور

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 9:43  توسط شقایق  | 

 

دل آدمها مثل دريا مي مونه گاهي آروم و آبی وپاك گاهي مواج و طوفاني و گل آلود بعضيها دل به دريا مي زنن و تا تهش پيش مي رن اينا همون دوستاي خالص و با وفا هستند بعضيها هم دل و جرات وارد شدن به دريا رو ندارن يه عده ديگه هم چون شنا بلد نيستن نرسيده غرق مي شن بعضيها هم از شانس بد گرفتار طوفان دريا مي شن ما مي تونيم واسه درياي دلمون محدوده معيني رو مشخص كنيم و هشدار بديم كه با خارج شدن ازش امكان غرق شدن وجود داره0

 

               بياييد دوست داشتن را امروز آغاز كنيم شايد فردا دير باشد

 

 همه در برابر  آنچه در اين دنيا رخ مي دهد مسئول هستيم ما رزم آوران نوريم با عشق و اراده خود مي توانيم سرنوشت خود و بسياري ديگر را دگرگون سازيم ((پابلو نرودا))

 

شكر و سپاسگزاري درها و دروازه ها را مي گشايد و هميشه ما را شاد نگه مي دارد

 

قدرشناسي سبب مي شود كه بر نيكويي زيبايي فراواني و ثروتي كه همه پيرامون تان را فرا گرفته چشم بگشاييد۰

قدر دوستیها را بدانیم و جهت تداوم آنها تلاش کنیم

 

-------------------------------------------

ديروز عصر با سه تا از دوستهاي وبلاگي رفتيم كنار دريا و غروب دريا رو تماشا كرديم هوا خيلي خوب بود و خيلي خوش گذشت خیلی دوست داشتم خانم نگار عشق رو ببینم که این سعادت نصیبم شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آبان1386ساعت 12:13  توسط شقایق  | 

آتش

 

  کاروان رفته بود ودیده من

  همچنان خیره مانده به راه

  خنده می زد به درد و رنجم اشک

  شعله می زد به تار و پودم آه !

 

   رفته بودی ورفته بود ازدست

  عشق و امید زندگانی من

   رفته بودو مانده بود به جا

   شمع افسرده جوانی من

 

   شعله سینه سوز تنهایی

   باز چنگال جان خراش گشود !

   دل من در لهیب این آتش

   تا رمق داشت دست و پا زده بود

 

   چه وداعی ! چه درد جانکاهی

  چه سفر کردن غم انگیزی!

  نه فشار لبی نه آغوشی

  نه کلام محبت آمیزی

 

  گر درانجا نمی شدم مدهوش

  دامنت را رها نمی کردم

  وه چه خوش بود کاندر آن حالت

  تا ابد چشم وا نمی کردم

 

  چون به هوش آمدم نبود کسی

  هستی ام سوخت اندر آن تب و تاب

  هر طرف جلوه کرد در نظرم:

  برگ ریزان باغ عشق و شباب

  وای بر من، نداد گریه مجال

  که زنم بوسه ای به رخسارت ،

  چه بگویم ، فشار غم نگذاشت

  که بگویم : خدا نگهدارت!

 

  کاروان رفته بود پیکر من

  در سکوتی سیاه می لرزید،

  روح من تازیانه ها می خورد

  به گناهی که : عشق می ورزید!

 

  او سفر کرد و کس نمی داند،

  من در این خاکدان چرا ماندم ؟

  آتشی بعد کاروان ماند ،

  من همان آتشم که جا ماندم !

                                                                                       مشيری

 

 

دلنوشته  

اولین بار که این شعر رو تو وبلاگ یه دوست عزیز خوندم خیلی گریه کردم نمی دونم چرا

به هر حال به نظر من شعرهای مشیری خیلی زیبا هستند

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 11:41  توسط شقایق  | 

جملات ناب

 

فراموش كردن آنهايي كه يك روز سازنده لحظه هاي شادي تو بودند يعني زندگي در تاريكي و تنهايي است بيائيد یاد خداوند را در تمام لحظه هاي زندگي و دوستان خوب را در قلب خود زنده نگه داريم

 

به همه عشق بورز به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچكس بدي مكن

 

مشكلات و سختي هاي زندگي براي انسانهاي با اراده بي معناست

 

 گذشته خود را همواره چراغ راه آينده خويش قرار دهيد

 

اول حقايق را به دست بياور بعد هر قدر كه دوست داري آنها را تغيير بده

 

اگر آرزوي بزرگي داري ملزم به داشتن اراده بزرگ نيز هستي

 

اولين ديدار مهمترين ديدار است كه چرا كه تصوير ما براي هميشه ثبت خواهد شد

 

اميد نيروي شگرفي است كه دنيا را زنده نگاه مي دارد

 

عشق بدون هجران و درد لذتي ندارد

 

از كينه توزي ثمره اي حاصل نمي شود اما از مهر و محبت باغ زندگي سرسبز ميگردد

 

اخلاق و عدالت بدون ايمان مذهبي مثل اسكناس بدون پشتوانه است

 

اگر خورشيد گوهر پرفروغ سپهر است محبت خورشيد معناي زندگي است كه بدون آن نمي توان زيست زندگي يعني درك زيبايي هاي جهان زندگي يعني تكثير ثروتي عظيم به نام محبت

 

بخشيدن يكي از اساسي ترين شرايط خوشبخت زيستن است

 

اميد در زندگي بشر آن قدر اهميت دارد كه بال براي پرنده

 

هر كس توكل به رحمت خدا داشته باشد به آرزوي خود ميرسد

 

فرصت طلايي آينده را به خوشي زودگذر و فاني امروز از دست ندهيد0

 

مهرباني باغ سبزي است كه از روزنه پنجره ها بايد ديد مهربانا مگذار لحظه اي روزنه پنجره ها بسته شود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 8:34  توسط شقایق  | 

 

وقتی کسی ما را آزار می دهد باید روی شن های صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما می کند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد۰

 

محبوب ترین بندگان نزد خدا کسی است که مهربان تر باشد ۰(حضرت محمد((ص)) )

به آنچه هستید و آنچه در توان شما ودیعه است فکر کنید۰ ((لئوبوسکالیا))

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 12:46  توسط شقایق  |