چه زيباست رسيدن دوباره به روز آغاز تنفس وچه اندازه عجيب است روز ابتداي بودن
امروز روز تولد من بود و برگي ديگر از زندگي من
باز هم مثل هميشه دوستان با ارسال پيامها و هدايا شرمنده ام كردند
دوست دارم در ورود به سي و يك سالگي تغييراتي خوب در خودم ايجاد كنم تا بتوانم راحتتر با مشكلات و سختيها مبارزه كنم
فقط آرزو ميكنم به معناي واقعي بزرگتر شوم
بيشتر بتوانم ياري بخش دوستان و عزيزانم باشم
در انجام وظائف ديني كوشاتر
وبا ياد خداوند آرامشي بيشتر بر قلبم و روحم حكمفرما شود
من چه سبزم امروز و چه اندازه تن هوشيار است
نكند اندوهي سر رسد از پس كوه

چه كسي پشت درختان است ؟
هيچ مي چرد گاوي در كرد
ظهر تابستان است
سايه ها مي دانند كه چه تابستاني است
سايه هايي بي لك
گوشه اي روشن و پاك
كودكان احساس جاي بازي اينجاست
زندگي خالي نيست
مهرباني هست سيب هست ايمان هست
آري تا شقايق هست زندگي بايد كرد