مادر الماسي است گرانبها که در روز ازل، در ظلمات و تاريکي روز اول خلقت به هر انسا ني عطا شده. موهبت خدايي که بدون در نظر داشتن مرزهاي خاکي، بي خبر از همه رفتارهاي نژاد پرستانه، به دور از هر گونه اختلافات طبقاتي و فرهنگي به مستمند و ثروتمند به يک نوع بخشوده شده. مادر رنگ نميشناسد. سياه و سفيد نميشناسد. در پيشگاه مادر رنگ نيست، فرق نيست. مادر تکه اي از خداست.
بنــــــــــــازم همت والای مــــــــــادر
به قـــــــربان قـــــــد و بالای مـــــادر
تن جـــــان و سر و پايم فــــــدا بـــــاد
بــــــــه راه صبر جـــــــانفرساي مادر
نمي رفتم به خــــواب راحت و خوش
نبــــــود از نغمه يي لالاي مـــــــــادر
فــروغش روشنايي بخش جانهــــاست
رخ همر جهـــــــــان آراي مــــــــادر
ادا نتوان كنـــــم حقش، اگــــــــــر سر
بريزم همچــــــو زر در پـــــــاي مادر
به كودك، بـــــوي مادر مـي دهد جان
نگيرد دايه هـــــرگز، جاي مـــــــــادر
همه شب دـــــيده گان من، بــــــود باز
كه باشد انـــــدر آن، مـــــاواي مـــادر
لبم را بوسه ها مــــــــــــي زد شبانگاه
لب شيــــرين شكـــــــــر زاي مـــــادر
مي عشق و وفـــــا، در كــام من ريخت
بـــــود اين مستي از صهباي مـــــــادر
مــــــرا با شيره ي جان، پرورش داد
دل پر مهــــــــــــر و پرغــوغاي مادر
نخستين حـــــــرف را، او يـاد من داد
منم يك قطره از در پــــاي مـــــــــادر
گلـم با آب مهر ش، چـون عجين گشت
بـــــــه سر باشد مرا، سوداي مـــــادر
نبي فـــــــــرموده انــــــدر شــــان مادر
كــــــه جنت هست، زيـــــــر پاي مادر
تمام تئوري جهان بطور ترديد ناپذيري به سمت يک نفر جهت گرفته شده اند و آنهم بسوي تو، مادر. - والت ويتمن
ای ستیغ قله های سرنوشت
زیرپای توست مفهوم بهشت
شیرتوخون رگ جان بشر
ای تویی مضمون ایمان بشر
توهوایی ما همه خواهان تو
تو کجائی ما همه حیران تو
تپ تپ دست تو لالایی ماست
تا توهستی اوج والایی ماست
عزت مفهوم ایثارازتواست
خود گذشتن نیزسرشارازتواست
دست ما بگرفتی وبالاشدیم
خود فسردی گرچه ما والا شدیم …
آرزوی حال بهترداشتن
لذت یک لحظه مادر داشتن